دانلود بررسی آسیب شناسی و آسیب شناسی اجتماعی تحت word

سه شنبه 15 فروردين 1396
20:56
علی

برای دریافت اینجا کلیک کنید

دانلود بررسی آسیب شناسی و آسیب شناسی اجتماعی تحت word دارای 69 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود بررسی آسیب شناسی و آسیب شناسی اجتماعی تحت word کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

تعریف آسیب شناسی : آسیب شناسی اجتماعی یعنی شناخت ریشه ای بی نظمی های اجتماعی .
استفاده ازاین واژه به خاطراین است كه همانندیهای بین پیكره جامعه ازنظردانشمندان وانشهای اجتماعی وپیكره انسان دردانشهای زیستی وجوددارد.به طوریكه نخستین واحددرجسم انسان سلول است .مجموعه سلولهای یك بافت رابه وجودمی آورد .مانندبافت روده ،معده ،مخاط بینی .
مجموعه ازبافتها اندام رابوجودمی آورندماننداندام :بینایی وغیره .ومجموعه اندام دستگاه رابه وجودمی آورد مانند: دستگاه گوارش ،گردش خون ،دفع ادرارومجموعه چنددستگاه روی هم اورگانسیم موجودزنده یاانسان راسبب می شود.
پس هرانسان ازمجموعه دستگاههای :عصبی ،تنفسی ،گردش خون ،گوارشی ودفع ادرارتشكیل شده است .همین وضعیت درموردجامعه نیزقابل بحث می باشد .به طوریكه سلول درجامعه یك فردمی باشدویك اورگانسیم انسانی كل جامعه می باشد.بافت گروه می باشدودستگاه طبقه اجتماعی .حال همچنان كه یك تك سلول دربدن ماشروع به رشدیاتكثیرناموزون بیرون ازقاعده كنداصطلاحاَآن بافت سرطانی شده است .اگرآن سلول رادرمان نكنیم بایستی در انتظارسرطانی شدن كل وجودیك انسان باشیم .به همین ترتیب انتظارمرگ آن فردراداشته باشیم .
درجامعه نیزاگرافرادناراضی مشكل دارناگام ویامحروم پدیدآیندوآنان احساس منفی نسبت به اجتماع خودپیداكنند و تعدادآنهاافزایش یابدآنان بارفتارهای خلافكارانه وضداجتماعی سلامت كل جامعه رانیزبه خطرمی اندازد.بنابراین آسیب شناسی اجتماعی مانندآسیب شناسی وروانشناسی زیستی براین باوراست كه پیشگیری ازدرمان آسانتر،ارزانتر وكارآمدترمی باشد.وهمینطورپیشگیری ازپشیمانی بهتراست .وآنگاه كاری منطقی ونتیجه بخش خواهیم داشت كه به این پاسخ رسیده باشیم كه :چه بكنیم تا مشكلی پدیدنیاید؟به طوریكه درروانشناسی زیستی برای نمونه می گویندكه زیرآفتاب مستقیم زیادقرارنگیرید.خوراكیهای سوخته ،ته دیك سوخته سیب زمینی سوخته رانخوریدمواد شیمیایی راكه به غذاهای كنسروی اضافه می كنندازآنهایی كه می توانندسرطان زاباشندازخوردن آنهاپرهیزكنید سیگارنكشید.دربرابرپرتوهای ایكس (x)بیش ازچهاربارقرارنگیریدمانندعكس برداری .تااینجا پیشگیری می باشد یك مرحله بعدازآن چكاپهای شش ماهه ویك ساله است .مثلاَازآنجایی كه روی چهل وپنج سال احتمال سرطان پرستات درآقایان زیادمی باشدبه جاست كه هرمردچهل وپنج ساله ،سالی یك بارپرستاتش راموردمعاینه قراردهدوهمینطورمیزان اسیدفسقات یا(P,G,A)رااندازه گیری كندتاروشن شودكه دفع پرستات اونگران كننده است یاخیروازآنهایی كه خانمها درمعرض سرطان واژون هستندیادرمعرض دستگاه زنانگی می باشندخوبست كه سالی یك بارآزمایش پاپ اسمیرراانجام دهندویامعاینه شوندواگرخدایی ناكرده وضعیت نگران كننده ای دربخش پرستاپ درآقایان ودربخش رحم ،پستان ،واژن خانمهاباشندیعنی ملكنتی (یعنی سرطان )تشخیص داده شودحتماَباخارج كردن رحم درخانمهاویابیرون آوردن پرستات درآقایان متاقازتادچارسازی همه سلولهابه ملكنتی یاسرطان پیشگیری كنیم .
پیش ازمتاتازشیمی درمانی انجام می گیردكه درصورت عدم موفقیت ممكن است كه فردبمیرد.به همین ترتیب یك جامعه نیزمی تواندمانندفیزیولوژی یك انسان كه به كام مرگ می رودسقوط كرده نابودشده واز بین برودبنابراین همچنان كه برای پیشگیری ازمرگ های نابهنگام می توان باتوجه به مشاهده های ژنتیكی پیش ازازدواج وتوجه به عوامل دوران بارداری وتغذیه ،بهداشت جسمی نیرومنددرمقابل بیماری داشت .بابرنامه ریزی درزیست اجتماعی تقسیم نسبی عادلانه دارایی ها،توزیع منصفانه وبرنامه ریزی برای متولدین بعدی وپیش بینی كادرمسكن ،بهداشت وغیره برای آنان ازپیدایش افرادضداجتماعی قانون گریز،قانون بسته (زندان )وكسانی كه شیشه اتومبیل می شكنند وغیره جلوگیری كرد.
حال كه می توانند به جامعه خسارت جبران ناپذیری واردكنندپیشگیری كنیم .

هدفهای آسیب شناسی اجتماعی :
1ـشناسایی آسیب های اجتماعی وعوامل ایجادكننده آن :گفتنی است كه ماناهنگامی كه ازعلل وریشه هرمشكلی بی خبرباشیم درمان ،برطرف سازی وبهبودبخشیدن به آن حدوداَناممكن می باشد .پس بنابراین به جاخواهد بودكه مابرای ریشه یابی علل طلاق ابتدابه دلایل ازدواجهای نادرست ودسته پایین .زیراازنظراستاددرس طلاق پایان زندگی نیست ولی طلاق می تواندپایان یك ازدواج نادرست باشد.
2ـپیشگیری :به طوری كه برای پیشگیری ازپیدایش وگسترش بزهكاران تنهایك راه وجوددارد.اصلاح ساختارخانوادگی محیط زیست همگانی دربخش خانواده بایدموردآموزش قرارگیرد.بهسازی ایرادهای ازدواجهابرطرف شودوبه خانواده ها این پیامهادرآغاززندگی بایستی انتقال پیداكند:«1ـآنگاه خانواده ای مجازبه بچه دارشدن است كه به طورنسبی اطمینان داشته باشدكه فرزندشان آنگاه بایدبه دنیابیاید كه دست كم ازخودشان خوشبخت ترباشد.بنابراین خانواده هابایدبدانندكاركردامروزه آنهاخوشبختی وبدبختی آینده فرزندان آنهاسبب گشته وآینده فرزندان آنهاخوشبختی وبدبختی خودآنهاراسبب می شود.
چیزی كه بسیارمهم است كه بایدتوجه شودكه هرخانواده ای خوشبخت یا بدبخت بالقوه آینده است حال به فعل شدن آنهابه یك خوشبخت واقعی وبدبخت واقعی به چگونگی ایجادفضای ایمن ویامضطرب خانوادگی وهمین طورشناخت نیازهای رفاهی فرزندان وبرآوردسازندگی نیازهای بهنجارآنهاست دریك مثال مكان خانوادگی یااجتماعی ،برنامه ریزان اجتماعی باتوجه به این نكته كه خانواده خودنیزازسوی عوامل اجتماعی ثأثیرمی پذیرد یعنی خانواده متصل اجتماع می باشد.بنابراین برای داشتن خانواده هایی استانداردوپذیرفتن برنامه ریزان ارشداجتماعی بایدبه سه چیز برخورد كنند:1ـبرخوردبافقرونداری ،2ـبرخوردباجهل ونادانی ،3ـبرخوردباترس . كه دراین راستابرخوردبافقرونداری لازمه داشتن توسعه اقتصادی است .
برخوردباجهل ونادانی لازمه داشتن توسعه فرهنگی جامعه می باشد .
برخوردباترس لازمه داشتن توسعه سیاسی می باشد.استاددانشگاه نترسدوحرف خودش رابزند.پس بنابراین عوامل سالم ودرست وسازنده اگردرجامعه وجودداشته باشد،خانواده هایی درست وسالم وانسان سازشكل می گیرندواگرخانواده های استانداردشكل گرفتند . فرزند بهنجار و سازگار و سودمند اجتماعی رابدنبال می آورد.ودردامن خودپرورش می دهنداین مجموعه راپیشگیری ازآسیب های اجتماعی می نامیم .
پیشگیری ازپیدایش بزهه وانحراف درجامعه برای بهسازی محیط زیست اجتماعی یا همگانی .
3ـبرخوردودرمان بنابه دلایل پیدایش آنها.
4ـپیشگیری :برای پیشگیری انواع پیگیری هالازم است پس دراین راستا فعالیت آسیب شناسی اجتماعی بررسی گرفتاریهای اجتماعی همچون فقرونداری ،بیكاری ،بزهكاری ،خودكشی ،اعتیاد،روسی گرحی ،ولگردی و…….می باشد .ودراین جهت بایستی به موجبات بنیانی وهسته های شكل گیری هریك ازمواردبالاتوجه نموده وپرداخته شود.
اجتماع اجتماعی ورفتارفردی:این روشن است كه اجتماع انسانی بدست ازجمع گروهی افرادنیست .
آقای«امیل دوركیهام »جامه شناس نامدارفرانسوی :می گویدجامعه تنهاازگردآمدن اجزاءخودوگردهمایی انسانهابه وجودنیامده است بلكه درهرجامعه یك وجدان گروهی وهمگانی وجودداردكه عبارتست ازهمگی باورها واحساسات مشتركی كه دربین حدوسط اغضای یك جامعه وجوددارد.اوبرای روشن نمودن نظرخود نمونه ای آورده وچنانچه در شیمی ازتركیب دوپدیده ،پدیده تازه ای بدست می آید. O ? H. ? ? O ? ? H كه همویت دیگر ازدوپدیده نخستین است اجتماع همه چیزی به جزءمجموع ادبی افراد آن است .این هم پذیرفتنی است كه اجتماع ازافرادپدیدآمده ورفتارافرادرامی توانداجتماع رادگرگون سازد.ولی اثرگذاری فردبراجتماع بسیارنا ممكن ودشوارواندك می باشد . در صورتی كه اثربخشی اجتماع برفردبسیاروحتمی تراست پس این معناجامعه خودواقعیتی است كه بررفتارافراداثرمی گذارد.چنانچه بخش بزرگی ازشخصیت مامتاَثرازروابط حاكم برجامعه پیرامون ماست .بنابراین شایددرست باشدكه بپذیریم بین انسان وجامعه یك میان كنش می باشد.ازاین روبرای پی بردن به گروهی ازرفتارهای اجتماعی بهتر است كه اجتماع رابهتر بشناسیم برای شناخت هر جامعه توجه به جنبه های زیرلازم است .1ـساختار 2ـكاركرد
1ـساختار:برای شناخت خانواده بایدببینیم كه افرادخانواده هركدام سرجای خودهستندیا نه راه شناسایی هر جامعه نخست بایستی به شناسایی ساختارآن جامعه بپردازیم ومنظورازآن ساخت اجتماعی ،مناسبات وروابط همیشگی پایداری است كه میان افرادوگروههای اجتماعی یایك جامعه برپایه مجموعه ای ازحقوق وقواعدوبایدها ونبایدهای شناخته شده ومعین باشد.
2ـانواع مناسبات :
1ـمناسبات كاری :یعنی هركسی درهر موقعیتی قرار می گیرد
می بایستی كه پاسخگوی آنان باشدكه به اومراجعه می كنند.
2ـمناسبات خانوادگی :مسؤلیتهای پدری ومادری وفرزندی مشخص می شود.
3ـمناسبات سیاسی :مسؤلیتهای افرادجامعه درجای خودش .درراستای مناسبات سیاسی لازم به گفتن می داندكه دریك جامعه باساختاردرست همیشه سیاست پیرواقتصاداست ودرجامعه كه ایرادساختاری مورد اقتصاد پیرو سیاست است .
لازم هست بدانیم كه بعدازجنگ دوم جهانی برندگان جنگ دنیارادریالتا1954به دوبخش بلوك شرق وغرب تقسیم نمودند.بلوك شرق دارای بازوی نظامی شدبلوك غرب بازوی نظامی اش پیمان ناتو شد.هدف ازاین تقسیم بندی دو چیز بود:1ـكشورهای صنعتی پیوسته وپیوسته نیازشان به مواداولیه برای پخش كارخانه ها افزوده می شد.2ـبرای ادامه حیات جامعه صنعتی بازار فروش لازم است .به همین خاطربود كه فرانسوی هاالجزایرراگرفتند .ایتالیایی ها جنوب آمریكا راگرفتند .انگلیسی ها هند و پاكستان راگرفتندوبقیه جاهای دنیاعملاَمال آمریكاشد:مثل ایران سوریه وغیره.ودراین راستا لازم است بدانیم كه امروزه جنگهاجنگهای اقتصادی
می باشد . و همینطور مرزها ، مرزهای اقتصادی می باشدپس واقعیت جنگهای نظامی ومرزهای نظامی نیست .

2ـكاركرد:
درجامعه شناسی نتیجه عینی هرساختاراجتماعی راكاركردآن اجتماع گویندیعنی آنكه هرساختاردارای كاركرداجتماعی ویژه خودمی باشد .منظوراین است كه بادیدن هرپدیده می توان به ساختارپدیدآورنده آن آگاهی یافت وبامشاهده هرساختاربه گونه نسبی نتیجه عینی آن راپیش بینی نمود .درآنالیزكاركردهای گوناگون یك سیستم می توان انواع زیررامشاهده كرد:
1ـكاركردمناسب :یعنی آنگاه كه نتایج یك پدیده اجتماعی برای كل جامعه سودبخش باشد .وبه پایداری آن كمك كند.
2ـكاركردنامناسب :آنگاه كه نتایج یك پدیده اجتماعی برای سیستم اجتماعی زیان بخش باشد مانند:نژادپرستی وتبعیض نژادی .
3ـكاركردآشكار:چنانچه یك پدیده اجتماعی همان واكنش رابه بارآوردكه مورد نظربوده است برای نمونه :اگراعدام قاچاقچیان ویازندانی كردن معتادان دركاهش اعتیادنقش مثبت داشته درآن صورت جامعه به هدف آشكارخوددست پیداكرده بود.
4ـكاركردپنهانی (ضمنی ):هرگاه اجراءیك سری ازاطلاعات پیدایش نتایج دیگری راهم باعث شودبه آن كاركردپنهان ،آن اصطلاحات می گویند.گاهی ممكن است كه ورزش منجربه بهبود روابط زن وشوهری بشود.برای درك كاركردآشكاروپنهان پدیده های اجتماعی برای نمونه لازم است بدانیم كه آموزش وپرورش دارای دونمونه گروه هدف می باشد .
1ـگروه وهدف آشكاركه همه ازآن باخبرهستندمانند:انتقال دانش واطلاعات وآموزش مهارتها وهمینطورپرورش توانائیهای شناختی كه اصطلاحاَباسوادشدن گفته می شود.
2ـهدف پنهان آموزش وپرورش به سبب آنكه آموزش وپرورش ازنیازمندیهاوسازمانهایی است كه ازدوره جامعه صنعتی وبعدشكل گرفته دوهدف پنهان رادنبال می كندكه ازبعضی ازلحاظ ازهدف آشكارآن با
اهمیت تر هستندكه عبارتنداز اطاعت ووقت شناسی .

فرهنگ :
فرهنگ عبارت است ازابزار غیرمادی شكل دهنده ونظم بخش اجتماع كه رفتارهریك ازافراداجتماع ازآن تاَثیر می پذیرد .هركس درروندزندگی اجتماعی ازآغازازدومرحله می گذردكه به آن دومرحله مرحله جامعه پذیری وفرهنگ پذیری می گویند .دریك ساختارفرهنگی افرادمی آموزندكه چه رفتاری نشان دهندتاموفق وموفقترشوند.هرفرهنگ دارای اصالت نوعی می باشد .تنها
می توان گفت كه فرهنگی ارزشمند ،پوینده ،شایسته ،رشددهنده است كه اول : درحل مسائل اجتماعی سودهمگانی رادرنظرگرفته ونه فردی وشخصی راودوم :زندگی درآن فرهنگ آسان وكم مشكل بوده وسوم :رشدوترقی اجتماعی برپایه شایستگی هاصورت می گیرد .
ویژگیهای فرهنگی :1ـانتقال پذیری 2ـآموختن 3ـ همگانی بودن 4ـابزاری است برای كنترل ونظم اجتماعی
1ـانتقال پذیری :فرهنگ ازراه آموزش انسانی به نسل دیگرانتقال
می یابد.
2ـآموختن :شایدتوان فرهنگ رابه عنوان مجموعه ویژگیهای رفتاری پنداشت كه آموختنی نیست پس نتیجه می گیریم فرهنگ ازراه وراثت ،خون ،ژنتیك وتغذیه به كسی انتقال پیدانمی كندوبایدفرهنگ راآموخت .
3ـ همگانی :یعنی ویژگیهای یك نفرنیست وهمه افرادجامعه درآن نقش دارند.
4ـ ابزاری است برای كنترل ونظم اجتماعی :وبه آن سبب كه همگی مردم جامعه آن راپذیرفتندبه صورت عملی آن رافرهنگ پذیری وبه صورت سطحی جامعه پذیری می گوئیم به هرحال فرهنگ دستاورد رفتار و خواستار واكنش هاوكنش های انسانهارایكنواخت می كند .جهاز،سیسمونی ،سفره عقد، چشم روشنی ،شب هفت ،سوم وغیره هریك درفرهنگ مامفهوم ،ارزش وموقعیتی رامعطرمی سازدكه حتی درفرهنگ كشورهمسایه ماممكن است برای هرجنس ، سن وموقعیتی به لحاظ شغلی ،اجتماعی وفرهنگی ،شرح وظایفی رامشخص نموده است .

بخشهای اصلی فرهنگ :
انسان بدون برخورداری ازنیروی اندیشه ازهمه جانوران ناتوانتر است دانستنی است كه توانایی بسیاری ازجانوران دربخش جسمانی وفیزیكی ازانسان بیشتراست به طوری كه هیچ انسانی درجهان نمی تواندمانندیك مكس پروازكند.ویاهیچ انسانی درجهان نمی تواندمانندقورباغه شناكند.یعنی بزرگترین قهرمان شنا نمی تواند مثل توباشد.هیچ انسانی به اندازه یك موش نمی توانددیوارراسوراخ كند،مانندیك سك بوهاراشناسایی كندویامانندیك تازی بدود.ولی آنچه راكه سبب شدتاانسان بركل هستی تسلط یافته وباقی جانداران درتسلط طبیعت باقی مانند،تنهاوتنهابرخورداری انسان ازسیستم عصبی پیچیده وپیشرفته است كه تنهابه انسان فرصت یادگیری رامی دهدبراین پایه می گوئیم رفتاردرانسان برپایه یادگیری ودرجانوران برپایه غریزه است .
پس اگرزنبورعسل خانه اش رابه صورت شش ضلعی منظم می سازدموریانه درلایی بافتهای چوبی می سازد،كلاغ باقطعه های چوب روی درخت می سازدو…..همه وهمه ازالگوهای غریزی پیروی می كنند.(غریزه عبارت است ازالگوهای رفتاری كه دریك گونه درهمه جای دنیایكسان دیده شده وقابل پیش بینی باشد.).پس درهمه جای دنیاخروسهای بالغ می خواننددرهمه جای دنیازنبورهای عسل خانه خودرابه صورت شش ضلعی می سازندودرهمه جای دنیاسك هابادیدن آشنایان خوددم خودراتكان می دهند.این رفتارگذشته ازآن كه دریك گونه قرارمی گیردقابل پیش بینی هست .ولی درموردانسان اینگونه نیست وقتی همسرت درزمان ازدواج می گویدتوتاج سرمن هستی دوسال بعدیا6ماه بعدباتوچه رفتاری دارد؟انسان غیرقابل پیش بینی است به جزءآنكونه ازجانورانی كه درسیرك آموزش هایی رایادگرفته اند.واین شرایط به انسانها امكان دادتاتنهابین بدوخوب بلكه بین بدوبدتروبدترین نیزفرق قائل شده این درصورتی است كه جانوران تنها بدوخوب راتشخیص می دهند.انسان مسلط برطبیعت است وجانوران برسلطه طبیعت هستند.همچنان كه گفته شدانسان به یاری اندیشه خودازتنگناهای طبیعی خودرارهانموده است و بامسافت ،ابزاروپی بردن به شیوه های مبارزه باطبیعت ازنیروی شناختیش سودبرده است .اراش دیدگاه فرهنگ مجموعه پاسخهای انسان به پرسش ونیازهای گوناگون ناشی ازمترورتهای زندگی درطبیعت ودرجامعه است .برای روشن شدن مطلب بخشهایی ازفرهنگ رامعرفی می كنیم :
1ـارزشهای اجتماعی :ازدیدگاه جامعه شناسی ارزشهای اجتماعی به آن دسته ازواقعیتهاواموری گفته می شودكه نیازمادی وغیرمادی افرادجامعه رابرآورده می سازدهرچیزی كه برای یك سیستم اجتماعی موردنیاز ،محترم ،مقدس وخالیتی دلخواه تلقی می شودجزءارزشهای آن جامعه است .چنانچه درستكاری ،احترام ،رعایت حقوق دیگران ،احترام به بزرگترها ،خوش حسابی ،نمونه هایی ازاین رفتارها می باشد.پس ارزشها والگوهای استانداردشده یاشاخص خواستن واحساس بهاءداری كه برپایه آن عموم پدیده هاورویدادها محك زده وارزیابی گردید ودرطبقه بندی جای می گیرند.افزودنی است كه ارزشهاجنبه همیشگی نداشته وهمچنان كه هیچ چیزدردنیا ثابت نمی مانند ارزشهانیزپدیده ای جاودانه نیستند وهمین طورارزشها پدیده هایی هستندكه درون مرزملی اعتقاددارند.لازم به یادآوری است كه ارزشها هدفهایی گسترده انتظامی هستندكه ارزشی ،مشخص ونقطه ارجاع می باشند.همچون زیبایی ،شجاعت ،آزادی .

كاربردارزشها:
1ـملاك برتصمیم گیری :آدمی كه ملاكش زیبایی هست درفرش فروشی زیباترین فرش راانتخاب می كندنه كیفیت را.
2ـابزاری است برای استانداردذهنی
3ـارزش یابی :برپایه استانداردذهنی افرادوپدیئه ها راارزش یابی می كنیم وهمچنان كه گفته شدارزشهاهم پدیده ای پایدارنیستندبه طوری كه ارزشها پیش ازسال 57باارزشهای سالهای كنونی حتماَدارای تفاوت است وهمینطورتفاوتهای سال بعدباارزشهای حال حاظر.
هنجار:
هنجارترجمه واژه نرم است ومنظوراز آن الگوی رفتاری است كه اكثریت آماری مردم جامعه بدون فشارعینی وفیزیكی وظاهراَبه صورت دلخواه آن راپذیرفته اند وانجام می دهند .هركسی كه هنجارهارارعایت كند اورابهنجاروآن كسی كه بیش ازحدلازم رعایت بكندفرابهنجاروآنانی كه هنجارها رانادیدبگیرندنابهنجاروآنانی كه زیرپابگذارندفرانابهنجارمی گویند.دانستنی است كه هنجارهابامقررات رسمی ،قوانین ،آداب ورسوم ومذهب بستگی دارند.

انواع هنجارها :
هنجارهای اجتماعی یافرهنگی دراصل معیارهای پذیرفته شده ای هستندكه هرجای رفتاربه آن راازوابستگان خودخواستاراست كه این درخواست ورفتاربه آن درهرفرهنگی متفاوت می باشد .درهرجامعه ای هنجاربه شكلهای گوناگون مطرح می شود بخشی ازهنجارهای جامعه متاَثرازدین ومذهب ،یعنی پایه دراصول اعتقادی یاباورهای شخصی دارد.مانندمراسم عقدوعذاوخاك سپاری وسوگ داری .
هنجارهای رسمی :كه پایه درقوانین رسمی وجاری جامعه دارندوقانون نقش دهنده آن است وبراین پایه برای هرگونه رفتاروقرارتأئیدوفسخ بایستی مسئله به گونه ای كیتی وامضاءكه درست این است گردرحضورگواه قراربگیردشكل می گیرد.برپایه هنجارهای امروزی معاملات بایستی به صورت اسنادرسمی دردفترخانه هاصورت پذیردودراین راستاتعهدهركسی به روشی مشخص مدت تعهدمشخص ،شرایط كار،هزینه ها،نهوه پرداخت ،كیفیت كارنیزمشخص باشد.درآغازلازم است بدانیم درهرجامعه ای قوانین نوشته شده ای وجودداردوقوانین نانوشته ازقوانین نانوشته می توان مفهوم هنجارهای سنتی را برداشت كرد.دانستنی است كه قوانین نانوشته كیفرش عبارتند ازطرد ـكنارگذاشتن ،فاصله گرفتن ازاوكسی كه قوانین نانوشته رارعایت نكند.بدنام شدن كسی كه این قوانین رااجرانمی كند .افزودنی است كه قوانین نانوشته به وسیله فرد مشخصی وضع نشده است ولی هركسی كه درهر جامعه ای زندگی می كندناچاراست تاازقوانین نانوشته پیروی كرده وبه آنهاتوجه بنماید زیرادرغیراین صورت همچنانكه گفته شدبه موقعیت اجتماعیش آسیب وارد می شودمجازهای مرتبط به هنجار لازم به گفتن است كه سرپیچی ازقوانین رسمی چهار گونه كیفررابدنبال دارد :1ـكیفرهای مالی كه كمترینش جریمه های رانندگی است وبیشترینش مصادره اموال خودفردوخانواده اش است 2ـتنبیهات اداری درآغازبایستی بدانیم كه كیفرهای اداری تنهادربخش دولتی لارم به انجام است چون دربخش خصوصی كارفرمادرصورت نارضایتی ازكاورخودباپرداخت حقوق اووی رااخراج می كند.دربخش دولتی یعنی جاهایی كه حقوق هركسی ازیك ردیف حقوقی بودجه هئیت دولت مشخص شده وپرداخت می شوددرنهایت هرآنكس كه ازسودناشی ازارائه سرویس خودبه دیگران مستقیماَبهره می گیردبه آن بخش خصوصی می گویند.درمجموع آنهایی كه ازبندهای ویژه سازمان برنامه وبودجه حقوق می گیرند كه به آنان كاركنان دولت می گویند.دوگروه می شوندگروه اول كاركنان لشگری گروه دوم كاركنان كشوری .دربخش لشگری كوچكترین تنبیه خواندن اسم فرددرصحبگاه ،مرحله بعدبازداشت درپادگان .دراینجالازم است بدانیم كه پلیس نیروهای لشگری دژبان همچنان كه پلیس نیروهای لشگری متفاوت است ،پلیس نیروهای انتظامی نیزمتفاوت است .به همان ترتیب زندان نظامی ودادگاه نظامی درپایان شیوه اعدام نظامیهانیزدرصورت جرم نظامی متفاوت است پس بنابراین درصورتیكه جرم فردنظامی كیفرش بیش ازاندازه زندان دربازداشتگاه پادگان خواندن اسم وی درصبحگاه وهمین طورعدم امكان خروج ازپادگان راداشته باشد یعنی جرم اوفراترنیازبایستی اوراتحویل دادگاه نظامی بدهنددردادگاه نظامی قاضی بازپرس ودادستان وحتی وكیل دعاوی نیزخوددارنظامیان می باشدكه دارای تحصیلات حقوقی می باشند كیفرهایی كه دادگاه نظامی درنظرمی گیردبه ترتیب زندان بلندمدت ،خلع درجه ،خلع لباس ، اخراج ،تبعیدواعدام است كه درصورتی كه جرم آنها نظامی باشداعدام آنها بصورت تیرباران است این درشرایطی است كه درجرمهای غیر نظامی اگر اعدامی دركار باشد . دار زدن ،اطاق گاز ،صندلی الكتریكی ومواردی قطع سر نیز دیده شده است درمورد افراد كشوری كیفرهای مربوط به افراد كشوری دربر كیرنده موارد زیر است به شرط آنكه فرد خلاف اداری كرده باشد . خلاف اداری توبیخ ودرج درپرونده است گرفتن سمت فرد كه به آن اصطلاحاً معلق كردن ویادرانتظار خدمت قرار گرفتن می گویند حقوق بدون سمت وباز خریدی غیر داوطلبانه –بازنشستگی پیش ازموعد واجباری ،اخراج انفصال ازمشاغل دولتی ودرپایان بالاترین نقدیهای این گروه كه دربخش تنبیهات اجتماعی می توان درآن جای داد ،محروم ساختن از حقوق مدنی اش است كیفرهای جانی كه فرد را مورد آزار جسمانی قرار می دهد بطور یكه حداقل آن یك شلاق حداكثر اعدام كیفرهای اجتماعی رادر راستای كار او .لازم به گفتن است كه یكی از امور مورد علاقه انسان معاشرت دلخواه اوست نیاكان ما كه ازاین خواست انسانها باخبر بودند یكی ازكیفرهایی را كه درنظر گرفتند محرومیت معاشرت رفت وآمد وبرقراری ارتباط بود برای این كار درآغاز جاهایی به نام سیاه چال درنظرگرفته شد . درجاهایی هم اردوگاههای كاراجباری درنظرگرفتند درمكان نخست كه سیاه چال بود افراد گذشته از محرومیت اجتماعی دورو حتی هوای كافی نیز آسیب می دیدند بگونه ای كه به طور معمولی پس ازچند سال نابینایی دردهای استخوانی دراردوگاههای كار اجباری نیز وضع اجباری بسیار ناگوار بود وبعد گذشته از آن موقعیت رنج آور یك زندانی راتحمل می كردند افزون بر آن روز نیز حداقل انرژی خود را صرف كارهای سنگین وخشمناكی می نمودند كه زندانیانهای بی انصاف به آنها تحمیل می نمودند ولی پس از آنكه منشور حقوق بشر درسازمان ملل تصویب شد یكی از اتفاقاتی كه روی داد همین بود كه باور پذیرش هر شهروند به عنوان مالك بخشی از كشور خود به تناسب جمعیت باشد حال آنكه این مالك می تواند خطاكار ،خلافكار وقانون گر نیز باشد كه از نظر روانشناسان هیچگاه ودر هیچ جای دنیا هیچ كس نمی خواهد تا فرد بد نام ،بد كاره ،سابقه دار ،زندانی ومجرم نامیده شود . بنابر این گاهی شرایط ،امكانات ،موقعیتها وبسیاری از چیز ها در پیرامون یك نفر مثبت قرار بگیرند تا از او فردی نیك نام ،نیك روش ونیكوكار وخوشنام پدید می آورد ودر كنار دیگر این مجمو عه منفی بوده واز او فردی بزهكار ،خلافكار ،قانون شكن وایراد دار پدید می اورد وبرای درك این مطلب گمان كنیم درهمین سال در همین شهر دو نوزاد پسر باهوش ،هم اندازه بدنیا می آیند . نفر اول به خانه ای برده می شود كه پیش ازبدنیاآمدنش پدر از دنیا رفته یعنی هرگز پدر را لمس نكرده ،بو نكرده است . نفر دوم به خانه ای می رود كه تا پنجاه سالگی هم پدر در كنار اوست یانفر اول به خانه ای می رود كه پدر معتاد است . نفر دوم به خانه ای میرود كه پدر سالم وتندرست ونیرومند است . همین طور نفر اول به خانه ای می رود كه تحصیلكرده ومتخصص اند نفر دوم به خانه ای میرود كه پدر ومادر قابلیت امضاءكردن راندارند نفر اول به خانه ای می رود كه فقر مالی ومحرومیت بسیار بالاست ونفر دوم به خانه ای می رود كه رفاه اجتماعی از متوسط نیز بیشتر است . نفر اول به خانه ای می رود كه پدر ومادر از یكدیگر متنفرند نفر دوم به خانه ای می رود كه پدر ومادر به اندازه كافی یكدیگر رادوست دارند نفراول به خانه ای می رود كه هشت اولاد دارند ونفر دوم جایی می رود كه 2 اولاد وجود دارد كه اولاد اول در دوران شكوفایی است نفر اول به خانه ای می رود كه سیستم برپایه تنبیه است نفر دوم بر پایه تشویق آیا به نظر شما این دو نفر روز نخست همجنس ،همسن وحتی از نظر نمره هوشی بسیار به هم نزدیك بودند ؟آیا بایستی كه سرنوشت یكسانی داشته باشند . حتی
می توان پذیرفت كه اگر تصادفی این دو تا در بیمارستان عوض شده باشند برای یكی از شرایط پیرامونی منفی برخوردار بوده است وآخر وعاقبتی نیكو را می توان انتظار داشت پس بنابراین آنچه كه مقصره گناهكار وخطاكار است مجموعه شرایطی است كه در كنار فرد قرار می گیرد با این دیدگاه به جای برخورد ی كه تاكنون صورت گرفته كه ان برخورد زدایانه می گوییم . برخورد درست برخورد علت زدایانه است در مجموع همیشه به این مطلب توجه داشته باشیم كه حقوق دانها تنها به كیفر می اندیشند در صورتیكه روان شناسان به علت وانگیزه جرم .زیرا آنان گمان راداشته وتجربه نشان داده كه به كیفر رساندن مجرم مانع شكل گیری وافزایش جرم نیست در صورتیكه بر طرف سازی انگیزه وموقعیتهای منفی حتماً باعث كاهش جرم می شود .

نظام گسیختگی های اجتماعی :
ازآنجایی كه هر جامعه یك سازمان پویا وهر جامعه دارای قانون بندی ویژه مخصوص به خود می باشد وهر جامعه را عوامل رسمی وغیر رسمی به هم پیوند می دهد . عوامل رسمی مشخص ترین حكومت است . حكومت كه در مركز وپایتخت مركزیت دارد نماینده معرفی شده ای در دورترین روستاها دارد به گونه ای كه به طور معمول در نوك هرم حكومتی هر جامعه ای بر این پایه حداقل اجتماع مدنی رسمی ما یك روستای 10خانواده ای می باشد . آنگاه جایی روستا تلقی می شود كه در آنجا دولت خود را موظف به ارائه خدمات اموزشی ،برق ،آب ،گاز ،تلفن وغیره دانسته ودر آنجا تولید ی وجود دارد هر چند اندك ،كسی وجود دارد كه دیگران از او حرف شنوی دارند ،گورستان وجود دارد مراسم برقرار می شود وافراد دارای مالكیتهای جمعی یا گروهی مانند حق آب وگل یا آبی دارند . در روستا نماینده حكو مت وجود دارد . كه دهدار می گویند هر چند بعد از انقلاب شورای اسلامی ده از بین خود كسی را به عنوان دهدار انتخاب می كند كه دارای مهر وامضاءرسمی می باشد . به گونه ای كه مهر وامضاءدر پای یك سند به آن رسمیت دولتی می بخشد كه پیش از انقلاب عنوان این فرد كدخدا بود . دانستنی است كه در هنگام پرواز با هواپیما بر روی آسمان امضاءكاپیتان هواپیما ودر روی دریا امضاء ناخدای كشتی ودر مسافرتهای ریلی امضاءرئیس ترن رسمیت دهدار برخوردار است . حال هر چند دهدار از بخشداری بخش دستور دریافت می كند وهم چند بخشدار از یك فرماندار وهر چند فرماندار از یك استان دار وهر چند استان دار از وزیر كشور وبه طور معمول وزیر كشور از نخست وزیر ونخست وزیر از معاون اول رئیس جمهور ورئیس جمهور از پارلمان وپارلمان از مردم .بنابراین در یك جامعه استاندارد مردم كاستیها ونیازها ی خود را به نماینده پارلمان منعكس می كنند . نمایندگان آن كاستیها را بررسی می كنند وكار كار شناسی انجام می دهند ودر جلسه رسمی مجلس به شور می – گذارند حال یا پذیرفته می شود ویا رد می شود در صورت پذیرفته شدن بر پایه تشخیص اهمیت آن نیاز به آن محك ارزیابی یك یا دو فوریتی می دهند وهر گاه لایحه مربوط به آن نیاز ارزیابی دو فوریتی یافت منظور این است كه نمایندگان آن را پذیرفته ولازم است كه كمتر از شش ماه به اجرا در آید . در ایران كنونی ما این لایحه آنگاه ضمانت صد در صد خواهد یافت كه شورای نگهبان قانون اساسی نیز آن را مقایر با قانون اساسی تشخیص ندهد . حال پس از عبور از این كانال واین مجموعه قانون تلقی شده وبه هیئت دولت جهت اجراء ابلاغ
می شود . ابزار حكومتی در قالب وزارت كشور كوچكترین بخشهای كشور را به نوك حكومت پیوند می دهد .گذشته از آن در هر جامعه عوامل غیر رسمی پیوند اجتماعی نیز وجود دارد همچون ،زبان ،مذهب ،فرهنگ وهنجارها وغیره . بنابراین هر گاه در یك جامعه ای دگرگونیها ی بزرگ سیاسی مانند انقلاب ، كودتا ، انحلال پارلمان واینگونه صورت بگیرد حتماً جامعه متلاشی نمی شود چون عوامل غیر رسمی پیوندهای اجتماعی هنوز وجود دارند . دانستنی است كه یكپارچه كردن جامعه با عوامل رسمی همیشه وصد در صد میسر نیست در صورتی كه با عوامل غیر رسمی همیشه وصد در صد می باشند .بنابر این هرگاه در جامعه ای زبان واحد ،فرهنگ واحد ،مذهب واحد ی وجود داشته باشد یكپارچگی آن جامعه امكان پذیر تر است . یكی از عواملی كه متخصصین آسیب شناسی اجتماعی عنوان پیوند دهنده مهم اجتماعی روی آن انگشت
می گذارند وجود هنجارها ی اجتماعی می باشد وبراین پایه گسیختگی اجتماعی در ارتباط باناتوانی هنجارها و در كنترل ونظارت بر بخشهاورفتار اجتماعی در این ارتباط مورد توجه قرار می گیرند . و در این راستا
بی هنجاری اجتماعی رابر پایه تعریف امیل دورگ هایم تعریف می كند : وضعیتی كه یا هنجاری وجود ندارد ویا هنجاری موجود با هم در تضاد
می باشند برای نمونه :هنجاری كلیه جامعه ما پیروی از والدین است این در شرایطی است كه در سالهای كنونی این پدر ومادر ها هستند كه باید از فرزندان خود پیروی كنند .
آقای ساترمن می گوید :نظام گسیختگی تضاد میان هنجارها ونهادهای اجتما عی است .
آقای رابرت فرمیس می گوید :عدم درست كار كردن نقشها راعوامل نظام گسیختگی می داند ونظام گسیختگی را نتیجه به هم خوردن ویا از بین رفتن پیوستگی سازمان اجتماعی می داند وباور دارد كه همانگونه ساختار اجتماعی درست می تواند به وجود آورنده سازمان منظم اجتماعی باشد . نظام گسیختگی می تواند متأثر از ساختار نادرست اجتماعی باشد .

عوامل بنیادی ایجاد كننده نظام گسیختگی :
1-هنگامی كه جامعه دراجتماعی كردن اعضای خود با مشكل روبرو ست وآن هنگامی است كه از یك سو جمعیت پیوسته درحال افزایش واز سوی دیگر امكانات محدود باقی مانده یاگاهی كمتر شده است بهر حال در یك جامعه استاندارد متناسب با جمعیت بایستی امكان اشتغال ،تحصیل ،مسكن ، بهداشت وتغذیه در حد استاندارد میسر باشد . جامعه ای بالاتر از استاندارد تلقی می شود كه همه این امور بیش از حد استاندارد در اختیار اعضایش باشد وهر گاه كمتر باشد به آن جامعه زیر استاندارد می گویند وهر چه از سوی جامعه استاندارد به سوی جامعه زیراستاندارد حركت كنیم آسیب های اجتماعی گسترش وافزایش می یابند . بنابراین در یك جامعه استاندارد مردم زندگی می-كنند درجامعه روی استاندارد مردم گذشته از زندگی تفریح دارند ودر جامعه زیر استاندارد معمولاً مردم زنده هستند .
2-هنگامی كه دشوار یهای پدید آمده در جامعه نفعی باقی نگذارند یعنی فرد خودرا در بن بست احساس كند درآن هنگام است كه نظام ارزشها سقوط می كند وهنجارها بی رنگ می شود. وبا وجودی هر كس این گمان رادارد كه خود فروشی ،كیف قاپی ،دزدی كار نادرستی است ولی آنانی كه خود رادر بن بست یافتند تجربه نشان داده كه به این كارها دست زدند . بنابراین كسی كه خودكشی می كند معنایش این است كه خودرادر بن بست دیده ولی به لحاظ پایبند به ارزشها وباورهاواعتقاداتش حاضر نمی شود كه كارخلافی انجام دهد در صورتی كه آن كس كه خود را در بن بست احساس می كند ولی هنجارها وارزشها كمی برخوردار نبوده است برای خروج ازبن بست دست به كارهایی می زند كه از خود او پرسیده شود آن كار رانادرست نمی داند . بنابراین دریك جامعه استاندارد باید برنامه دیزیهایی باشد تادر موقع ضرورت افراد رااز بن بست بیرون آورد . كارهایی مانند حقوق بیكاری ،بیمه وغیره میتواند نقش مثبت داشته باشد . دانستنی است كه در هر جامعه ای مشكلاتی وجود دارد . جامعه قابل قبول جامعه ای است كه برای این مشكلات راه حلهایی قانونی ومناسب پیدا كند .
3-هنگامی كه نظام اجتماعی باویژگیهای پیرامون خود همگنی نداشته باشد به طوریكه دیدید حكومت طالبان باهیچ استاندارد جامعه كنونی همگنی نداشته حال اگر حتی حمله نظامی آمریكا هم صورت نمی گرفت خودش محكوم به فنا بود .
4-هنگامی كه اعضای جامعه امكان دست یابی به هدفهای تعیین شده را نداشته باشد .دانستنی است كه در هر جامعه مردمش هدفهایی را در نظر
می گیرند كه هدفهای زندگی در هر جامعه متفاوت ومربوط به خود آن جامعه است حال اگر اعضای جامعه به هدفهای مورد نظر خود دست نیابند واكنش منفی در مردم ایجاد شده و این واكنش منفی موجب نظام گسیختگی اجتماعی می شود .
انواع كیفرهای اجتماعی :
1-زندان 2-تبعید
1-زندان : زندان یك محیط جغرافیایی محدودی است به لحاظ فیزیكی واجتماعی كه افراد قانون شكن بنا به دستور قاضی برای مدتی مشخص باسه هدف اصلاح وباز پر وری وكیفر وكنترل اجتماعی بنابر این آن كس كه قوانین جامعه را زیر پا بگذارد وحال كسی كه قوانین درونی زندان را رعایت نكند اورا به زندان داخل زندان می برند پس سلول انفرادی محدود ترین جای اجتماعی یك انسان است وبندهای معمولی حلقه محدودیتش كمتر است زیرا افراد می توانند باهم بندها پیوسته ودر كلیه رها ودر حیات هواخوری در ساعات مجاز ارتباط اجتماعی داشته باشند افزون بر اینها زندانیان مرد متأهل سازگار درون زندان می توانند از اطاقهای ویژه ملاقات گاهی بر حسب نیاز استفاده كنند در این میان زندانیان رأی بازویازندانیان كه سازگاری بیشتری نشان دهند كه بتوانند از مرخصی های ویژه بهره مند شوند محدودیت ارتباطات اجتماعی آنها كاسته می شود بر فرض در تصویب منتشر در حقوق بشر این است كه هیچ كس در دنیا نمی خواهد كه فردی بد نام ،سابقه دار وجامعه گریز باشد . بنابراین مكانیزمهای نادرست والگوهای نادرست اجتماعی فرد را به انجام كاری وا می دارد كه خود او آن را نمی خواسته است براین پایه افرادی كه كارهای خلاف قانون می كنند را اورگانیان اجتماعی وخانوادگی وگاهی هم نتیجه نادرست عوامل بیولوژیكی ،زیست شناختی ارزیابی می كنیم . دومین تنبیه اجتماعی تبعید می باشد كه به شرح زیر است .
2-تبعید : عبارت است از وادار ساختن فردی به زندگی در جایی كه جای خوب وخوش آب وهوا نیست وبه طور معمول فرد از زندگی در آنجا نه تنها خرسند نیست بلكه رنج هم می برد . این تبعید می تواند در داخل كشور یاخارج از كشور یا كوتاه مدت ویا بلند مدت باشد . برای نمونه تبعید نخست وزیر پیش پاكستان به همراه 12نفر از خانواده اش به عربستان سعودی برای همیشه بنابراین به طوری كه آگاهی یافتید یك شهروند پاكستانی ناچار می شود تنها باقی مانده عمر خود را دور از میهن خود آن هم نه در جای دلپذیر بسر برد .
در جمع بندی مطالبی كه تا اینجا گفته شد ساختار اجتماعی به مجموعه رابطه وپیوندهایی كه بین افراد وگروهها وطبقات اجتماعی ایجاد می شود پس در یك خانواده استاندارد پیوندهای خانوادگی افراد بر پایه شرح حال وظایف برقرار خواهد بود .
1-یكی از پدیده های گرفتاری زا كنونی آسیب دیدگی فضای خانواده است كه پیامد آن كودكان خیابانی می باشند دانستنی است كه جزءآن گروه از كودكانی كه به سبب عوامل زیست شناختی مانند كم هوشی(عقب ماندگی ذهنی) وآسیب دیدگان مغزی شناخته شده ترین وقابل پذیرش ترین عامل در این زمینه كه بیشترین این كودكان مربوط به آن می باشد عوامل پیرامونی است . در درجه نخست ناشی از ایراد ساختاری جامعه ما می باشد . همچنانگه گفته شد جامعه ما نه جامعه سنتی پیش است ونه جامعه صنعتی آینده بدین سبب این جامعه هم گرفتاریهای جامعه سنتی رادارد وهم سختی های جامعه صنعتی را افزون بر آن رفاه وراحتی های هیچ یك از این جامعه ها رادارا نیست . زیرا در جامعه های یاد شده هر چیز در جای قرار داشت .برای نمونه زن در كنار شوهر بود ودر وضعیت كنونی زن رودرروی شوهر است ودر جامعه صنعتی زن ومرد رفیق هم هستند ولی در حال حاضر دشمن هم . پدر در موقعیت استراتژیكی خانواده قرار داشت آنگونه كه آن جامعه به عنوان یك میراث فرهنگی باقی مانده . از هر یك از ما اگر پرسیده شود فرزند كی هستید اتوماتیك پدر را معرقی كرده به گونه ای كه انگار مادری در كار نیست در این ساختار پدر تنها كسی قلمداد می شود كه بایستی به وظایف پدرانه خود ،وظایف مردانه خود ووظایف شوهرانه خود با از دست دادن موقعیت هوشی عمل كند پدر به اندازه ای موقعیتش سقوط كرده كه فرزندان برایش فاتحه نمی خوانند وآسیب پذیری آن به فرزندان می رسد وبه خانمها سفارش می شود كه اگر فرزند خود را دوست دارید به شوهر خود احترام گذاشته وموقعیت اورا در خانواده بهبود بخشید تجربه نشان داده كه بچه ها در زیر سایه پدری توانا و نیرومند درون خانواده رشد سالم وروانی بهتر دارند .
2-كم توجهی مدیران ارشد نسبت به گرفتاریهای ازاین گونه وغیر تخصصی بر خورد كردن آنها در بهبود بخشیدن به روابط خانوادگی .
3-خانواده های كم صلاحیت وبی صلاحیت همچنانكه گفته شده است بسیاری از خانواده های ما در گروه كم صلاحیت قرار دارند چون از یك سو بانیازهای غیر زیستی فرزندان خود بیگانه بوده ودوم اینكه فضای ارتباطی خانواد سالم نیست سوم هدف ها منطقی وبجا نیست ودر پایان آموزشی برای درست زندگی كردن به مردان وزنان داده نمی شود به گونه ای كه هر یك از ما كه دوره راهنمایی ودبیرستان را به پایان می بریم همه چیز راجع به مسائل طبیعی ومواد گوناكون می خوانیم به طوری كه به ما انواع برگها ، انواع حشرات ،انواع خزندگان ، انواع آبزیان ،اسیرها ،بازها ،فلزات ،كوه ها ،رود خانه ها ،دره های تاریخی ،جنگها ،قرار دادها ،گونه های جانوری ،مسائل ریاضی ،فیزیك ،شیمی ، ادبیات ، مذ هب ، اخلاق آموزش داده می شود . اگر نمره حد نساب رانیاوریم تجدید ویا مردود می شویم ولی حتی ما را با زند گی آشنا نمی كنند . بنابر این مردان وزنان جوان ما راجع به شاخكهای سوسكها ،ساختمان بدن كرم ابریشم ، ...


دانلود این فایل


برای دریافت اینجا کلیک کنید

[ بازدید : 4 ] [ امتیاز : 0 ] [ امتیاز شما : ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به دانلود مقالات است. | قدرت گرفته از Blogroz.ir| طراح قالب Blogroz.ir
× بستن تبلیغات